ابوالقاسم فردوسی طوسی، شاعر بزرگ ایرانی، حدود قرن چهارم و پنجم هجری میزیست و بیشتر عمر خود را صرف سرودن شاهنامه کرد؛ اثری که روایتگر تاریخ، اسطورهها، پهلوانان و داستانهای ایران از روزگار اسطورهای تا پایان دوره ساسانی است. دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در کتاب زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه یادآور میشود که نظامی عروضی فردوسی را از دهقانان طوس میدانست. دهقانان از ایرانیان اصیل و طبقهای توانگر یا نیمهتوانگر بودند که پیوند خود را با گذشتهی ایران حفظ کرده بودند و از بازماندگان دهقانان دورهی ساسانی به شمار میرفتند. آنها در دورهی طاهریان و سامانیان نیز جایگاه و نفوذی در میان حکام داشتند. دهقانان، درواقع، نگاهبانان سنن باستانی کشور و به نوعی واسطهی میان ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام بودند.
به باور دکتر ندوشن، سرودن شاهنامه پاسخی به یک نیاز ملی بود. این نیاز در میان عامه مردم شاید کموبیش ناآگاهانه وجود داشت، اما در طبقهی دهقانان، حالتی زنده، فعال و آگاهانه بود. کسانی مانند فردوسی نمیخواستند آتش ملیت و قومیت در اجاق ایران خاموش شود. مردم عادی در گرفتاریهای روزمره غرق بودند و تنها طبقهای مرفه و روشنبین میتوانست عیبهای حکومت تازی را ببیند و حسرت بازگشت عظمت ایران را در دل بپروراند.
برای این نویسنده هنوز توضیحی درباره جوایز ثبت نشده است.
برای این نویسنده هنوز متن نکوداشت ثبت نشده است.
برای این نویسنده هنوز مقالهای انتخاب نشده است.
