کتاب و هنر

چراغی از گرنیکا؛ داستان نشان نشر کارنامه

اگر یکی از کتاب‌های نشر کارنامه را بردارید و به نشان ناشر نگاه کنید، دستی را می‌بینید که چراغی روشن را نگه داشته است؛ چراغی با بدنه‌ای شیشه‌ای و شعله‌ای درون آن. این تصویر در نگاه اول می‌تواند نشانی آشنا برای یک انتشارات باشد: کتاب و روشنایی، دانستن و دیدن. اما داستانی که درباره منشأ این نشان نقل شده، ما را به جایی دورتر می‌برد؛ به اسپانیا، به یک شهر بمباران‌شده و به یکی از مشهورترین نقاشی‌های پابلو پیکاسو.

در روایت «خانه کتاب نشر دف»، این نشان به انتخاب محمد زهرایی از جزئی از تابلوی «گرنیکا» گرفته شده است. پیش از آنکه به زهرایی و کارنامه برسیم، باید خود آن تابلو را بشناسیم: چه اتفاقی افتاد که پیکاسو آن را کشید و چراغی که در نشان کارنامه می‌بینیم، در میان آن صحنه چه جایگاهی دارد؟ [۱]

نشان نشر کارنامه
مقایسه چراغ در تابلوی گرنیکا با نشان نشر کارنامه  

پیش از تابلو، شهری به نام گرنیکا بود

گرنیکا نام شهری در سرزمین باسک، در شمال اسپانیاست. تابلو نامش را از این شهر گرفته است. در ژوئیه ۱۹۳۶، شورش نظامی علیه دولت جمهوری اسپانیا آغاز شد و کشور وارد جنگ داخلی شد. در جریان این جنگ، نیروهای آلمان نازی و ایتالیای فاشیست به نیروهای فرانکو کمک می‌کردند. [۵]

روز ۲۶ آوریل ۱۹۳۷، هواپیماهای آلمانیِ لژیون کُندور و هواپیماهای ایتالیایی، گرنیکا را بمباران کردند. بنا بر گاه‌شمار موزه صلح گرنیکا، حمله بیش از سه ساعت ادامه داشت و بخش بزرگی از شهر را ویران کرد. دو روز بعد، گزارش جورج استیر در روزنامه تایمز منتشر شد و خبر فاجعه در جهان بازتاب یافت. حالا نام یک شهر کوچک، با تصویری هولناک از جنگ و آسیب‌پذیری مردم عادی همراه شده بود. [۵]

خبر بمباران چگونه به نقاشی پیکاسو رسید؟

پیکاسو آن زمان در پاریس بود. پیش از بمباران، دولت جمهوری اسپانیا به او سفارش داده بود اثری بزرگ برای غرفه اسپانیا در نمایشگاه بین‌المللی پاریس خلق کند. بنابراین سفارش تابلو از قبل وجود داشت؛ بمباران گرنیکا موضوع آن را تعیین کرد. [۶]

پیکاسو ابتدا به موضوع «نقاش و مدل» فکر کرده بود. اما خبر و تصاویر بمباران، مسیر کارش را عوض کرد. به‌جای پرداختن به جهان آتلیه، به سراغ فاجعه‌ای رفت که در کشورش رخ داده بود. در کمتر از شش هفته، نزدیک به پنجاه طرح و کار مقدماتی تهیه کرد و ترکیب نقاشی بزرگش را بارها تغییر داد. «گرنیکا» حاصل این فرایند بود؛ اثری که در سال ۱۹۳۷ در غرفه اسپانیا به نمایش درآمد. [۶]

در گرنیکا چه می‌بینیم؟

در تابلو، مادری کودک مرده‌اش را در آغوش گرفته، اسبی زخمی در مرکز صحنه است و پیکرها و چهره‌ها در وضعیتی آکنده از درد دیده می‌شوند. در میان این آشفتگی، زنی از پنجره خم شده و چراغی را به درون صحنه پیش آورده است. موزه رینا سوفیا نیز در معرفی شخصیت‌های تابلو، به همین زنِ حامل چراغ اشاره می‌کند. [۲]

تابلوی گرنیکا، اثر پابلو پیکاسو

برای دنبال‌کردن ارتباط نشان کارنامه با نقاشی، باید به همین دست و چراغ توجه کرد. در نقاشی، چراغ بخشی از یک صحنه شلوغ و دردناک است؛ در نشان ناشر، دست و چراغ جدا از آن صحنه دیده می‌شوند. کسی که فقط نشان کارنامه را دیده باشد، ممکن است اصلاً به ذهنش نرسد که برای پیدا کردن خاستگاه روایت‌شده آن باید سراغ چنین تابلویی برود.

گرنیکا دو منبع نورِ متمایز دارد: چراغی که زن در دست گرفته و لامپ برقیِ بالای صحنه. اشاره ما به اولی است؛ همان چراغِ دستی. درباره معنای نمادهای این نقاشی تفسیرهای گوناگونی وجود دارد و نباید برای هر جزء، یک معنی قطعی و یگانه در نظر گرفت. [۲]

این نقش چگونه به نشر کارنامه پیوند خورده است؟

در مطلب منتشرشده در کانال «خانه کتاب نشر دف»، انتخاب و طرح نشان کارنامه به محمد زهرایی نسبت داده شده و از «مچ دست با چراغ» در گرنیکا به‌عنوان منشأ آن یاد می‌شود. این مطلب توضیح می‌دهد که پیوندی که درباره آن صحبت می‌کنیم، دقیقاً به کدام قسمت نقاشی مربوط است. [۱]

بااین‌حال، این روایت را باید در حد سند موجود نقل کرد: مطلب یک مجموعه فعال در حوزه کتاب است، نه یادداشت خود زهرایی یا پرونده طراحی نشان. در منابع بررسی‌شده، توضیح مستقیمی از زهرایی درباره زمان، روند و علت دقیق این انتخاب پیدا نکردیم. بنابراین نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم او با انتخاب این چراغ، دقیقاً قصد بیان چه پیامی را داشته است.

محمد زهرایی چه نگاهی به کتاب داشت؟

نام محمد زهرایی با نشر کارنامه و توجه به کیفیت تولید کتاب گره خورده است. وب‌سایت رسمی کارنامه او را ناشر و ویراستاری معرفی می‌کند که فعالیتش از گوتنبرگ و فرانکلین گذشته و به همکاری با نویسندگان و مترجمان و شکل‌دادن به تجربه‌های تازه در نشر رسیده است. [۴]

در همان معرفی آمده است که پس از انقلاب ۱۳۵۷، به دلیل گرایش‌های سیاسی‌اش مدتی زندانی شد و سال‌ها امکان فعالیت نداشت؛ سپس در اوایل دهه ۱۳۷۰ مجوز کارنامه را به نام همسرش دریافت کرد. این بخشی از مسیر پرمانعی است که پیش از شکل‌گرفتن کارنامه طی کرده بود. [۴]

معرفی رسمی او بر توجه به محتوا و همچنین فرم و ویژگی‌های فیزیکی کتاب تأکید دارد. این نکته کمک می‌کند بفهمیم چرا بررسی نشان ناشر در کنار کار او موضوع معناداری است: برای ناشری با چنین رویکردی، ظاهر کتاب هم بخشی از تجربه خواندن است؛ خواننده با شیئی روبه‌رو می‌شود که متن، طراحی و ساخت آن در کنار هم قرار گرفته‌اند. البته این سابقه، به‌خودی‌خود علت انتخاب نشان را ثابت نمی‌کند. [۴]

چراغی که در کنار کتاب معنای تازه‌ای می‌گیرد

از اینجا به بعد، می‌توان از برداشت خودمان صحبت کرد. در گرنیکا، چراغ در کنار رنج و ویرانی دیده می‌شود. وقتی دستِ حامل چراغ را بر کتاب می‌بینیم، ممکن است به روشن‌کردن چیزی فکر کنیم که پیش‌تر نمی‌دیدیم: تجربه انسانی دیگر، بخشی از تاریخ یا پرسشی که هنوز نپرسیده‌ایم.

این خوانش، تفسیر ماست و نباید آن را به‌جای سخن زهرایی نشاند. جذابیت نشان کارنامه برای ما در همین مسیرِ نگاه است: ابتدا چراغی روی یک کتاب می‌بینیم، بعد به جزئی از یک نقاشی می‌رسیم و سرانجام با تاریخ شهری روبه‌رو می‌شویم که نامش در هنر ماندگار شده است. شناخت این پیشینه باعث می‌شود دفعه بعد، روی آن نشان کوچک کمی بیشتر مکث کنیم.

منابع و یادداشت پژوهش

  1. خانه کتاب نشر دف؛ روایت منشأ نشان کارنامه — منبع ثانویه؛ فاقد سند طراحی یا نقل‌قول مستقیم از زهرایی.
  2. موزه رینا سوفیا؛ معرفی اثر گرنیکا
  3. پروژه پژوهشی Rethinking Guernica — برای مطالعه بیشتر.
  4. نشر کارنامه؛ معرفی محمد زهرایی
  5. موزه صلح گرنیکا؛ گاه‌شمار جنگ و بمباران
  6. موزه رینا سوفیا؛ شرح شکل‌گیری و نمایش گرنیکا

بررسی منابع: ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶. دلیل دقیق انتخاب نشان و هویت طراح اجرایی آن با سند دست‌اول تأیید نشده است. بخش پایانی، تفسیر نویسنده است.

اشتراک گذاری پست:
برچسب های مقاله:

نظرات کاربران

جهت ثبت نظر لطفا ابتدا وارد شوید!

اگر تا حالا ثبت نام نکردید ابتدا ثبت نام کنید.

نظرت رو با ما و دیگران به اشتراک بذار؛ تجربه‌ی خوندنت می‌تونه به خیلی‌ها برای انتخاب بهتر و آگاهانه‌تر کمک کنه.

نظر خود را بنویسید
َ