- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
چند سال گذشته؟ نمیدانم. خیلی سال. یادم نیست. چه فرقی دارد اصلاً. خیلیها رفتند. خیلیها آمدند. امروز پیشوازشان میروم. فردا بدرقهشان میکنم. تو هم نگران نباش. این حرفها را میزنم که بفهمی داری کجا میروی. چشم هم بگذاری، باز کنی، منتقل شدی رفتی. من؟ من جایی نمیروم. کجا بروم؟ همانجا هستم. همیشه هستم. تا آن چاه نفتِ وسط دریا خشک نشده، همانجا هستم. این چند روز هم آمدهام جزیره، تقاضا بدهم پنج سال دیگر بمانم. خدا کند موافقت کنند. موافقت میکنند… حتماً موافقت میکنند.
