- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
مقدمه کتاب به قلم شاعر:
با عرض سلام خدمت خوانندگان فرزان. گویی نوشتن مقدمه بر دفتر/ دیوان شعر مرسوم نیست. یا دستکم، کمتر از کتابهای دیگر رسم است. اما به نظرم کتاب بیمقدمه مثل دیدار/ ملاقات بدون سلام و علیک است. اهل کتاب، این نویسندۀ سختکوشِ پرکارِ بیقرارتر از پرگار را کمتر به شعر و شاعری میشناسند. با آنکه چهار دفتر شعر نیمایی و کهن __ که امیدوارم کهنه نباشد __ در طول پنجاه سال سروده و منتشر کردهام. با نامهای: 1. کتیبهای بر باد (پیام، 1350ش)، 2. زنده میری (قطره، چاپ اول و دوم 1386ش)، 3. آه و آیینه (قزوین، سایهگستر، 1387ش)، 4. دلرباعیها (مروارید، 1398ش) و دفتر پنجم یعنی نوسرودهها و نویافتهها آماده بود، که به پیشنهاد ناشرِ صدها دفتر و دیوان شعر، برادر دلبندم، جناب آقای علیرضا رئیسدانایی __ مدیر نشر نگاه __ کل شعرهای شصت سالهام را تدوین/ دیوان کردم و به آن انتشارات کوشا عرضه داشتم. من که امروز (اواخر مهرماه 1400ش) هفتادوشش سال دارم (متولد قزوین 12/1/1324ش) از شانزده سالگی شعرگونه میسرایم که رفتهرفته حرفهای شدهام.
