- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
معرفی کتاب
«آیشمن در اورشلیم» (Eichmann in Jerusalem)، با عنوان فرعی «گزارشی در باب ابتذال شَر»، در واقع همان مجموعه گزارشهای هانا آرنت از محاکمه آدولف آیشمن است که در سال ۱۹۶۴ در قالب یک اثر واحد به چاپ رسید. در زمان برگزاری محاکمه آیشمن، هانا آرنت، که آن زمان ساکن امریکا بود، از طرف نشریه «نیویورکر» به اورشلیم رفت تا گزارش این محاکمه را برای آن مجله بنویسد.
دادگاه آیشمن برای آرنت هم فرصت بود و هم چالش؛ دادگاهی که او میتوانست در مشاهده و گزارش آن «قدرت داوری» خود را به بوتهی آزمایش بگذارد. او که خود یک یهودی بود، با دغدغهی یک فیلسوف و نه یک یهودی قربانی، متوجه دادگاه آیشمن شد. همین یهودی بودن سبب شده بود که او در سال ۱۹۳۳ از آلمان هیتلری به فرانسه بگریزد و سال ۱۹۴۰ با اشغال فرانسه ناگزیر به گریزی دیگر شود و به آمریکا برود.
آدولف آیشمن ملقب به قصاب اروپا مسئول «ادارهی امور مربوط به یهودیان» در حکومت هیتلری بود و در مقام افسر بلندپایهی حزب حاکم نازی آلمان در جریان جنگ جهانی دوم، دستور فرستادن بسیاری از یهودیان را به کورههای آدمسوزی صادر کرد. او پس از شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم به چنگ آمریکاییها افتاد، ولی ناشناخته ماند و از اردوگاه آمریکاییها فرار کرد. بعدتر موفق شد به همراه خانوادهاش به آرژانتین فرار کند. چند سالی در آنجا با هویت دیگری زندگی میکرد تا آن که شناسایی شد و در مه ۱۹۶۰ تیمی از مأموران موساد او را از این کشور ربودند و به اسرائیل بردند. یک سال بعد، محاکمهی آیشمن در اورشلیم شروع شد و در ۱۵ مورد، ازجمله «جنایت علیه قوم یهود» و «جنایت علیه بشریت» مجرم شناخته و چند ماه بعد هم در اسرائیل اعدام شد.
آرنت، اگرچه خودش یهودی است، اما در این کتاب از موضع جانبدارانه یک یهودی متعصب به ماجرای آیشمن و مقوله شَر نمینگرد. آرنت خودِ دادگاه را هم نقد و محکوم میکند و معتقد است دادگاهی که یهودیان برای محاکمه آیشمن تدارک دیدهاند دادگاهی نمایشی است. بنابراین کتاب او نقدی بر روایت قربانیانگاریِ یهودیان نیز هست به همین دلیل در آن زمان مورد غضب یهودیان متعصب قرار گرفت.
«در این محاکمهی تاریخی، نه فقط یک فرد و نه فقط رژیم نازی، بلکه یهودستیزی در سراسر تاریخ است که در جایگاه متهم ایستاده است.»
نویسنده در گزارش خود فارغ از نقدهایی به دادگاه، ایراد اصلیاش این است که اظهارات دادستان و شهادت شاهدان «دستچینشده» روی اتهامات مشخص آیشمن متمرکز نشده و او برای کل جنایات رژیم هیتلری به محاکمه کشیده میشود.
آدولف آیشمن اهریمنی خونخوار یا کارمندی گوش به فرمان!
آرنت در کتاب آیشمن در اورشلیم به این افسر نازی چهرهای واقعی و قابل تجسم میدهد و شایعات عجیب و غریب و هراسناکی که این شخصیت کلیدی هولوکاست را احاطه کرده، کاملا باطل میکند. آرنت در انتهای روایت خود برخلاف آن چیزی که نظر بسیاری از یهودیان بود آیشمن را بیش از آنکه موجودی اهریمنی و خونخوار به تصویر بکشد، او را به عنوان چرخدندهای معرفی میکند که در جای درستی از یک رژیم توتالیتر (تمامیتخواه) به کار گرفته شده بود.
هانا آرنت در مورد آلمانیهایی که افرادی مثل او را یک هیولای نابغه مینامند میگوید:
«آنها احتمالاً متوجه شدهاند که این کار، همانند بهانه تراشیدن برای خودشان است. اگر تسلیم قدرت هیولایی شوید که از اعماق درونی میآید، طبیعتاً کمتر احساس گناه میکنید تا اینکه تسلیم یک فرد کاملاً معمولی شوید»
او معتقد است که مردم عادی، بیآنکه ذاتاً شرور و خبیث باشند، تحت حکومت نظامهای سیاسی توتالیتر میتوانند به موجوداتی شرور بدل شوند، چرا که این نظامها مردم را طوری بار میآورند که بدون فکر از خواستهای آنها تبعیت کنند و اعمالِ شریرانه را به سود پیشرفت و رفاه خود بپندارند و از همین رو بابت انجام چنین اعمالی دچار عذاب وجدان نشوند.
آیشمن نیز، که فردی عادی بود، برای جلب رضایت افسران ارشد، برای ناامید نکردن پیشوای رژیم نازی، بدون هیچ پرسشی دستورات را اجرا میکرد و هیچوقت قادر نبود به نتیجه اعمالش فکر کند و یا حتی خود را در جایگاه طرف مقابل تصور کند. بنابراین معمولی بودن آیشمن در اینجاست که معنی پیدا میکند. به باور هانا آرنت، اصلیترین گناه آدولف آیشمن مسئولیتناپذیری، گریز از تفکرِ مستقل و مهمتر از همه، فرمانبرداری بیچونوچرا بود. او معمولی بود چون هیچ سوالی مطرح نمیکرد و فقط دستورات را اجرا میکرد.
وی بدون نشان دادن ذرهای مقاوت، به پیچ و مهرهی دستگاهِ ظلم بدل گشت. آنچه آیشمن انجام داد، خونهایی که مستقیم و غیرمستقیم بر زمین ریخت، تماماً مطابق دستورات «مافوقها» بود. او به خواست خود هیچ نکرد؛ بلکه تنها و تنها فرامین را به اجرا گذاشت؛ بیآنکه لحظهای درنگ کند و از خود در باب حقانیت و مشروعیتِ این فرامین بپرسد…
در واقع آرنت شَرّی از جنس آنچه را که آیشمن مرتکب شده بود نه ناشی از بحران روانی و خصوصیات فردی و ذاتی، بلکه ناشی از فقدان وجدان و تفکر و تبعیت محض از نظامهای توتالیتر میداند. هانا آرنت در این کتاب نشان میدهد که حتی آدمی در قد و قوارهی یک کارمند معمولی چطور میتواند عامل اجرای یک فاجعهی انسانی شود. آدمی که مرتکب جنایت میشود لازم نیست هیولایی خبیث یا شیطان صفت باشد. شر میتواند مبتذلتر و پیش پا افتادهتر از اینها باشد.
زمانی که اجرای راهحل نهایی در دستور کار قرار گرفت، خشونت آن بیش از حد تصور آیشمن بود، اما او شغلش را ترک نکرد و بدون فکر شروع به اجرای دستورات کرد. احتمالاً اگر در اجرای دستورات کوتاهی میکرد، از کار کنار گذاشته میشد اما جاهطلبی آیشمن، فکر اینکه او مورد توجه قرار بگیرد باعث شد تا او به یکی از بزرگترین جنایتکاران تاریخ تبدیل شود. مسیری که آیشمن دنبال کرد نهایتاً به چیزی انجامید که آرنت آن را ابتذال شر نامید
مفهوم ابتذال شر
منظور آرنت از این مفهموم « پیش پا افتادگی شر» یا «معمولی شدن شر» است. یعنی شر دیگر ویژگیهای آزاردهنده، زننده و خاص خود را از دست میدهد و به امر عادی و روزمره تبدیل میشود. وقتیکه شر به مسئلهای پیش پا افتاده و روزمره تبدیل شود و انفعال جای ایستادگی در برابر نیرویهای اهریمنی را بگیرد، اوضاع بهنحو اسفباری خطرناک میشود.
درنهایت اینکه آیشمن در آلمان نازی که در یک برهه زمانی بسیار قدرتمند بود و با عادی بودن خود یکی از بزرگترین جنایت تاریخ بشر را رقم زد. جنایاتی که اگر با پیروزی نازیها همراه میبود احتمالا از آیشمن یک قهرمان میساخت. نکته مهم اینکه آیشمن، در این رژیم قدرتمند و در اطرافش هیچکس را نمیدید که مخالف اجرای راه حل نهایی باشد، هیچکس را نمیدید که فکر کند و یا سوالی مطرح کند، بنابراین در این نظام سر تا پا فاسد، به جنایتکار مبتذلی بدل شد. کسی که حتی معنای شر و شرارت را هم تحت تاثیر قرار داد و به آن یک نوع ابتذال بخشید.
خواندن کتاب آیشمن در اورشلیم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
ترجمه فارسی کتاب آیشمن در اورشلیم پس از گذشت حدود ۶۰ سال در داخل کشور و به صورت قانونی منتشر شده است. نشر برج اعلام کرده که این کتاب را با رعایت قانون کپیرایت منتشر کرده و حق کپیرایت آن را به بنیاد هانا آرنت پرداخت کرده است. بسیاری از فارسی زبانان سالها منتظر و مشتاق مطالعه این کتاب مهم و جنجالی هانا آرنت بودند. خواندن این کتاب را به همه کسانی که مشتاق مطالعه این کتاب بودند، توصیه میکنیم.
همچنین اگر به علوم سیاسی، تاریخ و به خصوص روایتهای مرتبط با ماجرای هولوکاست علاقه دارید، خواندن این کتاب را از دست ندهید. اگر جز هیچ کدام از دستههایی که گفتیم نیستید، اما موضوع اخلاق و فلسفه شر جزو دغدغههای ذهنی شماست، کتاب آیشمن در اورشلیم میتواند برای شما هم حرفهایی برای گفتن داشته باشد.

