- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
معرفی کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم
جهان قدیمی است و انسانهای زیادی آمده و تحت سیطره نظامها و حکومتهای بسیاری روزگار گذرانده و زیستهاند. امپراتوریهای بزرگی آمده و رفتهاند، پادشاهانی که شوکت قصرهایشان دستمایه افسانههای ماندگار شده همبستر خاکاند و جز نامی به زشتی یا زیبایی از آنها باقی نمانده است. در پنهان و پیدای چرخ گردون تجربههای تلخ و شیرینی از نظامهای سیاسی و حکومتگران ثبت شده که به آسانی به دست نیامدهاند. یکی از تلخترین آنها در دوره معاصر تجربه حکومتهای کمونیستی در جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای اروپای شرقی است. وقتی در سال ۱۹۸۹ دیوار برلن فرو ریخت و کشورهای اروپای شرقی توانستند نفس بکشند، برگهای جدید و ناگفتههای بسیاری داشتند تا به کتاب تاریخ اضافه کنند. هرچند روشنفکران و نویسندگان آن کشورها در دوران خفقان و استبداد نیز مینوشتند و فضای زندگی در جو ترسآلود و فشارهای گوناگون را ترسیم میکردنُد، اما لازم بود تا شرح واقعی رویدادها بماند برای این زمان.
کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» نوشته اسلاونکا دراکولیچ یکی از انبوه روایتهایی است از تجربه تلخ زندگی در نظامهای بسته و توتالیتر اروپای شرقی در جمهوری یوگسلاوی سابق. تفاوت این کتاب از موارد مشابهاش تاکید آن بر مبارزات زنان در رژیمهای بسته است. نویسنده این کتاب را حاصل نشست و برخاست با زنان در آشپزخانههاشان میداند. او از چشمانداز متفاوت زنان به سیاست و نگاه از پایین به بالا به امر سیاسی از دیدگاه آنان مینویسد. درواقع این کتاب شرحی است از انسان مفلوک تحت حاکمیت استبداد کمونیستی، زندگی مردم بلوک شرق آکنده از سانسور و خودسانسوری، عوام فریبی، شکنجه و تهدید، فضای امنیتی و رصد مردمان توسط دایره اطلاعات و… این کتاب را نشر گمان منتشر کرده و مورد اقبال خوانندگان قرار گرفته و به چاپهای متعدد رسیده است.
ناداستان نویس مشهور
اسلاونکا دراکولیچ متولد سال ۱۹۴۹ در ررییکا کراواسی است. در رشتههای ادبیات و جامعهشناسی درس خوانده از دانشگاه زاگرب فارغالتحصیل شده است. دراکولیج فعالیتهای نویسندگیاش را با روزنامهنگاری و همکاری با نشریات زادگاهش آغاز کرد. در سالهای حکومت کمونیستها کرواسی را ترک کرد. ابتدا به ترکیه رفت و سپس مقیم سوئد شد. عمده شهرت نویسنده کتاب کمونیسم رفت بخاطر داستانها و ناداستانهای منتشر شده از وی، و همچنین فعالیتهای او برای حقوق زنان است. دراکولیج نویسنده شناختهشدهای در ایران است و برخی از بهترین آثار او مانند کافه اروپا، بالکان اکسپرس، آزارشان به مورچه هم نمیرسید، راهنمای بازدید از موزهً کمونیسم و دیدار دوباره در کافه اروپا منتشر و به چاپهای متعدد رسیده است. ناداستان کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم مجموعه مقالههایی است که برای نخستین بار در سال ۱۹۹۲ چاپ شده است.
روایتهای زنانه به سیاست و امرسیاسی
کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم مجموعهای از روایتهای واقعی و زیسته شهروندان و به ویژه زنان و دختران پشت دیوار آهنین است که پس از فروپاشی آن توسط زنی ۴۵ساله بیان میشود. نگاه زنانه به سیاست و امر سیاسی و روایت آن در خلال روزمرهگیهای زندگی شخصی ویژهگی اصلی کتاب، و چیزی است که آن را خواندنی میکند. دراکولیج گرچه در این کتاب به اوضاع مردم کشورهای تحت سیطره نظامهای کمونیستی میپردازد اما شرایط به تصویر کشیده شده در واقع آینه تمامنمایی است از کشورهای بسیاری در جهان که اسیر حکومتهای استبدادی هستند و با نگاه ایدئولوزیکی خود به سیاست، مذهب، جامعه، فرهنگ و هنر، اقتصاد و… شانس زندگی طبیعی و مطابق با هنجارهای انسانی را از شهروندانشان گرفتهاند. در واقع کمونیسم فقط یکی از این ایدئولوژیها بود که سقوط کرد.
تجربه حکومت های کمونیستی در اروپای شرقی نشان داد جولان ایدئولوژیها منجر به استقرار نظامهای یکهسالاری میشود که برای تحقق هدفهای آرمانی خود حقوق انسانها را زیر پا گذاشته و در نهایت ناتوان از تحقق آن چندین نسل را به بیراههای فقر و ضلالت میکشانند. و مهمتر از همه آثار پایدار این نظامها است که به سادگی نمیتوان آن را از ذهن شهروندان زدود. به قول نویسنده، کمونیسم چیزی فراتر از ایدئولوژی یا شکل حکومت است. کمونیسم یک وضعیت ذهنی است که وارد ناخودآگاه مردم تحت این حکومتها میشود و با سادگی نمیتوان آن را پاک کرد. بیان روایتهایی از زندگی شخصی آدمها در این کشورها و تنگناهای عجیبی که با آن برمیخورند، روش هوشمندانهای است که اسلاونکا دراکولیچ برای نشان دادن وضعیت اسفناک مردم تحت سلطه این حکومتها انتخاب کرده و بسیار هم مورد توجه قرار گرفته است.
در دل روایتهای کتاب میتوان درس آموختههای جذابی درباره ماهیت و شیوهی کارکرد نظامهای توتالیتر استخراج کرد. مهم ترین این درس آموختهها شاید این باشد که سیستمهای توتالیتر با فشار و تهدیدهای بیرونی خودسانسوری را به روالی درونی تبدیل میکنند. نباید قبل از سانسورچیهای حکومتی خودمان با تیغ تیز سانسور به جان افکار و عقایدمان بیفتیم. سیستم توتالیتر در همه شئون انسانی دخالت میکند و چیزی بهعنوان حریم خصوصی انسانها رابه رسمیت نمیشناسد. همین امر یکی از ریشههای اصلی سقوط ارزشهای اخلاقی در جوامع توتالیتر است، زیرا بنیاد زیست اخلاقی، اراده آزاد و انتخابی بودن رفتارهاست. بیرویا کردن و بیوطنسازی آدمها جزوی از کارکردهای سیستم ایدئولوژيک است. شهروند ایدئال سیستم فردی است که رویای تغییر در سر ندارد و پذیرفته در این محدودهی جغرافیایی جز شیوهی دیکته شده سبکی دیگر برای زندگی ممکن نیست.
این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
کتابهایی که درباره تجربه زیسته آدمها نوشته میشود طیف وسیعی از مخاطبها را دربرمیگیرد. علاقمندان به علوم اجتماعی، نظامهای سیاسی، سبکهای زندگی، فعالیتهای اجتماعی و سیاسی زنان و البته کسانی که همیشه به دنبال خواندن جستارهای خلاق و خوب هستند بهترین مخاطب کتاب دراکولیج هستند. علاوه بر آن خیلی از موضوعاتی که نویسنده در یادداشتهایش به آن میپردازد، ما نیز در جامعهی ایدئولوژیزدهی شترگاوپلنگمان تجربه کردهایم، بنابراین این کتاب حس تلخ آشنایی دارد و یادمان میاندازد زندگی در یک جهانبینی غلط، چطور میتواند ما را گرفتار کند.

