- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
در پانزدهم سپتامبر 2012 روستای شاتیون – آن – بییِر، واقع در مرکز فرانسه، ناگهان با مشکل عجیب و غریبی روبهرو میشود: اتوموبیلهایی که میخواهند از روستا خارج شوند ناگهان از کار میافتند، تماسهای تلفنی بین شهری برقرار نمیشود و فقط امکان تماسهای محلی وجود دارد، در مورد کامپیوتر و ایمیل هم همین مشکل به وجود میآید؛ گویی اهالی شاتیون امکان هرگونه ارتباطی را با خارجِ روستا از دست میدهند و این سرآغاز بحران هولناکی است که در رمان روستای محوشده ، نوشته برنار کیرینی، به تدریج شدت مییابد و روستا را فلج و اهالی آن را دچار وحشت و مصیبت میکند. روستای محوشده داستان فاجعهای است که هیچکس دلیل روشنی برای وقوع آن نمییابد. این فاجعه که در آغاز نقصی جزئی مینماید به تدریج ابعاد هولناک خود را به نمایش میگذارد و زندگی مردم روستا را با مصائبی جدی روبهرو میکند. در همان اوایل بروز بحران میبینیم که یکی از خروجیهای روستا به خاطر از کار افتادن اتوموبیلها به «پارکینگی موحش» بدل میشود. کمبود مایحتاج، صفهای طویل خرید، سهمیهبندی سوخت و برقراری نظام کوپنی از جمله عواقب این بحران است. مردم به هر دری که میزنند پاسخی روشن درباره چند و چون این بحران نمیگیرند و وقتی میبینند کشیش کلیسا هم نمیتواند در این مورد به آنها کمکی بکند دیگر به کلیسا هم نمیروند. هرکس در فکر منافع خویش است و بحران مردم روستا را به سراشیب سقوط و نابودی میاندازد.
