- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
معرفی نمایشنامه باغ آلبالو
باغ آلبالو آخرین نمایشنامه آنتوان چخوف یکی از مشهورترین نمایشنامههای تراژدی_کمدی دنیا است که اولین بار در سال ۱۹۰۴ در مسکو به نمایش درآمد. این اثر، روایتی جالب از زندگی اشرافی یک خانواده روسی است که ورشکسته میشوند. تمام دارایی باقی مانده این خانواده، باغ آلبالویی است که از اجدادشان به آنها ارث رسیده و در واقع نمادی از اصالت آبا و اجدادیشان است. این باغ آلبالو در بانک گرو گذاشته شده و به زودی حراج میشود. اعضای این خانواده برای یافتن راه حلهایی برای جلوگیری از فروش این باغ آلبالو دور هم جمع میشوند، اما حتی در این دورهمیمهم هم آنها از خوشگذرانی و تفریح دست نمیکشند! آنها باغ را نشانه هویت خود میدانند اما در عین حال در برابر از دست دادن آن خنثی و منتظر تقدیر هستند. چخوف که سالها قبل از انقلاب روسیه این موضوع را پیشبینی میکرد، در این نمایشنامه تلاش میکند تا تصویری از تغییر حکومتها و تغییرات اجتماعی همراه با آن را نشان بدهد. درواقع او در نمایشنامه باغ آلبالو زوال و روی کارآمدن طبقۀ جدیدی از جامعه را به ما نشان میدهد که چهارده سال بعد در روسیه پدید آمد.
قهرمانی وجود ندارد!
اگر قهرمان کسی است که قادر به تغییر سرنوشت خود باشد، ساکنانِ باغ آلبالو قهرمان نیستند آنها از تغییر سرنوشت خود عاجزند. آنها در برزخ روبرو شدن با آینده و فراموش کردنِ گذشته زیست میکنند. درواقع در این نمایشنامه، حادثه عمدهای که اضطراب و هیجان یا دلهره و ترس و یا حیرت و وحشت ایجاد کند، به چشم نمیخورد. اشخاص نمایش همان آدمهاییاند که در زندگی روزمره آنها را میبینیم. هیچ کدام نقش برجسته و آنچنان قهرمانی ندارند که در هنگام اجرای نمایش، ستارهی اول صحنه باشند. اشخاص در کنار همدیگر قرار دارند و تقریباً همگی جزء لازم نمایشنامه هستند. آدمها در این نمایش نه مبارزه و دفاع میکنند و نه شکست میخورند؛ حتی به حل مشکلاتی که با آن مواجهاند نمیپردازند. آنها منتظر حادثه مینشینند و تقدیرشان را با شکیبایی تحمل میکنند. گویی نیروی ارادهشان فلج شده است. چخوف کاراکترهایی میساخت که در برابر تغییرات درمانده بودن،
این نمایشنامه در ایران بارها روی صحنه رفته است. معروفترین اجرای این نمایشنامه در افتتاحیه سالن تئاتر شهر روی صحنه رفت. نمایشنامه به کارگردانی «آربی آوانسیان» و بازی «داریوش فرهنگ»، «مهدی هاشمی»، «سوسن تسلیمی» و «پرویز پور حسینی» در سال ۱۳۵۱روی صحنه رفت. این اثر به دفعات در ایران ترجمه شده است که در این میان میتوان به ترجمههای بزرگ علوی و سیمین دانشور از آن اشاره کرد.
این نمایشنامه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
ژین این اثر ارزشمند را به علاقمندان ادبیات نمایشی، ادبیات روسیه و دوستداران آثار چخوف پیشنهاد میکند.

