- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
معرفی نمایشنامه در انتظار گودو
در انتظار گودو یا “Waiting for Godot” یکی از شاهکارهای نمایشنامهنویسی سده 20 میلادی است که توسط نویسنده ایرلندی ساموئل بکت به زبان فرانسوی نوشته شده و در سال 1953 میلادی به روی صحنه رفته است. وی تا قبل از سن پنجاهسالگی جوان کمروی عاشقِ ادبیات بود اما در حوالی پنجاهسالگی بیآنکه شهرتی برای خود دست و پا کرده باشد، این نمایشنامه را نوشت. اثری که در ابتدا توجهی به آن نشد اما سرانجام صاحب سالنی ورشکسته در انتظار گودو را به عنوان آخرین نمایشی که روی صحنه میرفت، پذیرفت.
بکت با جدیت و سختگیری روی نحوه اجرا و بیان دیالوگها نظارت داشت بطوریکه صدای بازیگران را درآورده بود. با این حال هنوز از نتیجه کار و واکنش تماشاگران نگران بود چنانکه شب اول اجرا در سالن حضور نیافت. تماشاگران از دیدن نمایشی متفاوت بهت زده شده بودند، اما راضی بهنظر میرسیدند. نمایشی که نهتنها ناجی نویسندهاش بود بلکه صاحب سالن را از ورشکستگی نجات داد. دو سال پس از اولین اجرا در فرانسه وقتی نمایشنامه بکت به لندن رسید، تماشاگرها داد و بیداد میکردند و نمیدانستند باید بخندند یا ناراحت شوند و منتقدان سردرگم بودند که چگونه نمایشنامهایی را توصیف کنند که دو شخصیت اصلی بیشتر ندارد و در جادهایی بیرون شهر، منتظر شخصی هستند که هیچ وقت نمیآید!
در جادهای بیرون از شهر، در زیر درختی خشکیده و در نزدیکیهای غروب، «ولادیمیر» و «استراگون» دو پیرمرد ولگرد و ژولیده در انتظار شخصی بهنام گودو هستند، اما هیچگاه نمیدانند که گودو چه موقع خواهد رسید و یا آیا اصلاً خواهد رسید یا نه. این دو برای کشتن زمان از هر دری حرف میزنند و در حالی که منتظر گودو هستند، در مورد مسائلی مثل مرگ، خودکشی، حافظه و زمان صحبت میکنند. در نمایشنامه “در انتظار گودو”، زمان، فضا و شخصیتها به شکلی غیرعادی و نامتعارف پرداخته شدهاند. به عنوان مثال، مکانی که شخصیتها در آن قرار دارند، مبهم است و هیچگاه بهوضوح تعیین نمیشود. همچنین، زمان به شکلی بسیار غیرمعمول جریان دارد و معمولاً به صورت دورهای تکرار میشود.
همانطور که اشاره شد در سراسر کتاب ما بارها با مقوله تکرار و مسائلی کاملا تکراری روبرو میشویم. هر صحنه، با انتظار آنها زیر درخت آغاز و با عدم توانایی آنها در رفتن پایان مییابد. در انتهای هرروز، پسربچهای از سمت گودو به دیدنِ آن دو میآید و فقط میگوید درست است که امروز آقای گودو نیامده، ولی گفته که فردا حتما میآید. اما این روند انگار هیچ پایانی ندارد و هر روز همین اتفاقها از سر تکرار میشوند. در واقع آنها در انتظار گودو هستند تا زندگی پوچ و بیمعنای خود را تداوم بخشند. ما هم مثل این دو بیخانمان نمیدانیم گودو میآید یا نه؛ حتی بعد از پایان هم نمیتوانیم با هیچ اطمینانی بگوییم گودو میآید یا نه. در انتظار گودو استعارهای از جامعهی جهانی ماست. جامعهای که از فرط پوچی و بیمعنایی مجبور میشیم در انتظار یک منجی بمونیم. مجنیای که حتی نمیشناسیم. همه منتظر گودو هستیم و همه نمیدونیم که آیا گودو میآد یا نه. گودو میآید؟
اثری بدون تاریخ انقضا!
اما چطور شد که نمایش «در انتظار گودو» اینچنین ماندگار شد؟ چطور این نمایشنامه در برابر خیل عظیم ایدههای نو و نویسندگان سنتشکن دهه 1950 و 1960 مقاومت کرد و سرپا باقی ماند؟ پروفسور نولسن معتقد است: «به نظر من پاسخ در ابهام نمایشنامه نهفته است. نمایشنامه بهطور تلویحی به خیلی مسائل اشاره دارد، اما آشکارا نکتهای را بیان نمیکند. مردم میتوانند آن برداشتی را که دوست دارند، از نمایشنامه داشته باشند.» به گفته نولسن همین برداشت آزاد از «در انتظار گودو» است که آن را به اثری بدون تاریخ انقضا مبدل کرده است، چراکه وقتی اثری درباره گذراندن زمان باشد، هرگز کهنه نمیشود. از طرفی نمایش، سؤالات فلسفی مهمی را که در مورد زندگی و مرگ و هدف نامعلوم آنچه میان این دو رخ میدهد، مطرح میکند. بهگونهای که این پرسشها محدود به زمان و مکان خاصی نیستند. اجرای این نمایشنامه در کشورهای مختلف سراسر دنیا، گواهی بر این ادعاست.
دربارهی مجموعه نمایشنامههای بیدگل
مجموعه نمایشنامههای بیدگل، مجموعهای خاص و ویژه از نمایشنامههایی است که یا تاکنون به فارسی ترجمه نشدهاند و یا ترجمۀ دوبارهای از نمایشنامههایی خواهد بود که از هر لحاظ ترجمۀ دوبارۀ آنها ضروری بود. این مجموعه تا جای ممکن تلاش میکند تا تأکیدش را بیشتر بر خصوصیت اجرایی یک متن نمایشی قرار دهد تا ادبیات آن و از این طریق به نیازهای اجرایی متنهای نمایشی پاسخ دهد.
یکی از هدفهای اساسی این مجموعه معرفی جهانهای متفاوت نمایشی خواهد بود، جهانهایی که تا به حال به روی مخاطبان ایرانی باز نشدهاند یا سیاستهای فرهنگی خاص، جلوی باز شدن آنها را گرفته است. این مجموعه به این دلیل که حداکثر آثار نمایشی را پوشش دهد، به بخشهای کوچکتری مثل کلاسیکها، کلاسیکهای مدرن، آمریکای لاتین، بعد از هزاره، چشمانداز شرق، نمایشنامههایی ایرانی، نمایشنامههای آمریکایی و نمایشنامههای اروپایی تقسیم شده است. جهت درک بهتر و بیشتر مخاطب از دنیای نویسنده و متن او، هر نمایشنامه همراه با یک مقاله یا نقد خواهد بود.
این نمایشنامه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این اثر به افرادی که به خواندن نمایشنامههای فرانسوی با درونمایهی تراژدی، کمدی و پوچ گرایانه علاقه دارند، پیشنهاد میشود.

