- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
رمان سقوط نام یکی دیگر از شاهکارهای آلبر کامو است.کامو در این رمان به شرح موضوعاتی مثل قضاوت، برداشت دیگران و تاثیر نگاهها و برخوردهای اجتماعی روی انسان میپردازد و با ترسیم تصویری منقلبکننده و طعنهآمیز از انسان مدرن که در دوزخی خودساخته گرفتار شده، روایتی غیردینی از «هبوط» آدم از «باغ عدن» عرضه میکند.
داستان از میخانهای در شهر آمستردام شروع میشود. راوی داستان مردی به نام ژان باتیست کلامانس است که در چند شب، با فردی که نام و نشان او مشخص نیست، صحبت میکند. در واقع صحبتهای او به شکل تکگویی و مونولوگ است و از فرد مقابل پاسخی دریافت نمیشود. کلامانس مردی خوشبخت و دانا است که دچار بحران پوچی در زندگی شده و به دنبال پیدا کردن معنای زندگی خود است. او در گذشته وکیل مشهوری از طبقهی بالارتبه در پاریس بوده است. کلامانس به دلایلی کشورش را ترک میکند و عازم آمستردام میشود. یک شب هنگامی که به پل روی رودخانه میرسد و قصد رد شدن از آن را دارد. زنی را میبیند که به صورت عجیبی روی پل نشسته است. وقتی که از وی میگذرد صدایی از پشت سرش نظر وی را جلب میکند. صدایی مانند برخورد یک جسم به آب. اما وی بیاهمیت از کنار این حادثه رد شده و اهمیتی به آن زن و اتفاقی که برایش افتاده نمیدهد. بعد از چند ساعت است که متوجه میشود بزرگترین اشتباه زندگیاش را انجام داده و اینجاست که وی از نظر خودش مرحله به مرحله از انسانیت «سقوط» میکند؛ همین موضوع باعث میشود تا او خصوصیات رذل خودش را به یاد آورد….
