- ادبیات آرژانتین
- ادبیات آلمان
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات اتریش
- ادبیات اسپانیا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات افغانستان
- ادبیات امریکا
- ادبیات انگلیس
- ادبیات ایتالیا
- ادبیات ایران
- ادبیات ایرلند
- ادبیات برزیل
- ادبیات پرو
- ادبیات ترکیه
- ادبیات چک
- ادبیات روسیه
- ادبیات ژاپن
- ادبیات سوریه
- ادبیات شیلی
- ادبیات صربستان
- ادبیات فرانسه
- ادبیات کانادا
- ادبیات کرهی جنوبی
- ادبیات کرواسی
- ادبیات لهستان
- ادبیات نروژ
- ادبیات یونان
The Lantern of Lost Memories
کتاب «فانوس خاطرات گم شده» نوشتهی ساناکا هیراگی، یک داستان لطیف و خیالانگیز دربارهی اهمیت خاطرات در زندگی است. تا به حال شنیدهاید که میگویند پیش از مرگ، زندگی همچون فیلمی کوتاه از برابر چشم انسان میگذرد؟ لحظهای کوتاه و عجیب که در آن، تمام خاطرات، تصاویر، صداها و حسها زنده میشوند و یکباره جان میگیرند. کتاب فانوس خاطرات گمشده با الهام از همین ایده، داستانی لطیف روایت میکند که روح انسان را به خاطرات شیرین زندگی پیوند میزند.
در این داستان، آتلیهای جادویی در مرز میان زندگی و مرگ وجود دارد که توسط عکاسی مهربان به نام هیراساکا اداره میشود. پیشینهی هیراساكا در هالهای از ابهام قرار دارد: او در این دنیای میانی زندگی میکند و هیچ چیز از نام واقعی، خانواده، شغل یا نحوهی مرگ خود به یاد نمیآورد. او نام جدیدش را از افسانههای ژاپنی برگرفته است.
افرادی که بهتازگی درگذشتهاند به این آتلیه میآیند تا با مرور خاطراتشان، برای ورود به جهان پس از مرگ آماده شوند. هیراساکا از میهمانان تازهوارد پذیرایی میکند و صدها عکس از تکتک روزهای عمرشان را در برابرشان میچیند. در این ایستگاه، هر فرد با مجموعهای از تصاویر روبهرو میشود. اگر کسی هفتاد سال زندگی کرده باشد، یعنی هفتاد مجموعه عکس دارد؛ یک عکس برای هر روز و در نهایت ۳۶۵ عکس به نمایندگی از هر سال. بازدیدکنندگان باید از میان این تصاویر، تنها یک عکس را به نمایندگی از هرسال زندگی برگزینند؛ سپس تصاویر درون فانوسی چرخان قرار میگیرند و خاطرات آنها به شکل فیلمی کوتاه، به نمایش درمیآیند.
اگر عکسی محو شده باشد، به این معناست که آن خاطره بارها مرور شده و رنگ باخته است. در این صورت، آقای هیراساکا به میهمان فرصتی میدهد تا برای ثبت دوبارهی آن خاطره به گذشته سفر کند و عکس را با وضوح و شادابی نخستینبار بگیرد، تا خاطرهای تازه و زنده برای سفر به جهان پس از مرگ داشته باشد.
داستان در سه بخش روایت میشود، هرکدام دربارهی فردی متفاوت: هاتسوئه، زنی ۹۲ ساله که عمر خود را صرف آموزش کودکان کرده است.؛ وانیگوچی، یاکوزایی که پشت چهرهی خشن خود قلبی مهربان دارد؛ و میتسورو، دختر نوجوانی که در نتیجهی بیرحمی والدینش جوانمرگ شده است.
این کتاب برای کسانی که به داستانهای تأملبرانگیز با عناصر رئالیسم جادویی علاقه دارند، مناسب است. اگر از کتابهایی مانند «پیش از آن که قهوه سرد شود» اثر توشیکازو کاواگوچی یا «کتابخانه نیمه شب» اثر مت هیگ لذت بردهاید، احتمالاً این کتاب نیز برایتان جذاب خواهد بود. همچنین، اگر به داستانهایی علاقهمندید که به بررسی معنای زندگی، مرگ و خاطرات میپردازند، این اثر میتواند تجربهای عمیق و دلنشین برایتان داشته باشد.
درباره کتاب و نویسنده
- ساناکا هیراگی، نویسندهای ژاپنی متولد ۱۹۷۴ در استان کاگاوا است. او فارغالتحصیل ادبیات از دانشگاه زنان کوبه است و پیش از آغاز نویسندگی، به مدت ۷ سال در خارج از ژاپن به تدریس زبان ژاپنی مشغول بود. اولین رمان او، «The Battle of Marriage Island»، در سال ۲۰۱۲ نامزد جایزه Konomys شد.
- هیراگی در خلق این داستان از علاقهی شخصی خود به عکاسی الهام گرفته است. فضای آتلیه و جزئیات دوربینها و عکسها با دقت و عشق توصیف شده و این واقعیت که خود نویسنده شیفتهی دوربینهای عتیقه و هنر عکاسی است، به باورپذیری این دنیا کمک کرده است. حتی نام شخصیت عکاس (هیراساکا) بیدلیل انتخاب نشده؛ در اساطیر ژاپن یوموتسو هیراساکا نام گذرگاهی است بین دنیای زندگان و مردگان که ایزاناگی (یکی از خدایان باستانی ژاپن) برای یافتن همسرش از آن عبور میکند. این نکته ظریف نشان میدهد نویسنده برای خلق دنیای داستانی خود از عناصر فرهنگ و اسطوره الهام گرفته تا معنای عمیقتری به قصه ببخشد.
- برخی منتقدان غربی، فانوس خاطرات گم شده را در امتداد موج رمانهای موفق ژاپنی دانستهاند که همگی با روایتی گرم و انسانی، روح خوانندگان را تسلی میدهند.
- فانوس چرخان در این روایت، تنها یک ابزار نیست، بلکه استعارهای است از همان لحظهی کوتاه و درخشان پیش از مرگ؛ لحظهای که گفته میشود زندگی در یک چشم بر هم زدن از برابر چشم میگذرد و در تجربههای نزدیک به مرگ نیز از آن یاد میشود.
پیشنهادهایی برای مطالعه بیشتر
- «پیش از آن که قهوه سرد شود » اثر توشیکازو کاواگوچی
داستانی دربارهی کافهای جادویی که به مشتریانش امکان سفر در زمان را میدهد.
- «معجزههای خواربارفروشی نامیا» اثر کیگو هیگاشینو
داستانی خیالانگیز دربارهی سه دزد فراری که با ورود به یک خواربارفروشی متروکه، نامههایی از گذشته دریافت میکنند و ناخواسته وارد زندگی افرادی میشوند که به دنبال راهی برای حل مشکلاتشان هستند.
- «کتابخانه نیمه شب» اثر مت هیگ
کتابخانه نیمه شب، داستان نورا سید، زنی افسرده است که پس از اقدام به خودکشی، در کتابخانهای جادویی میان مرگ و زندگی بیدار میشود. در این کتابخانه، هر کتاب نمایانگر یکی از زندگیهایی است که نورا میتوانست با انتخابهای متفاوت تجربه کند.
